حرف های دولپی

گفته هایی گاه مختصر و گاه طولانی

حرف های دولپی

گفته هایی گاه مختصر و گاه طولانی


*به نام خدا*
یه وقتایی یه حرف هایی هست خنده اور یا گریه اور و یا هیچی نمی دونم چجوری ولی خودشون رو به دهنت می رسونن تا دو لپی بپرن بیرون
ما به این حرف ها میگیم
" حرف های دو لپی"

بایگانی

پربیننده ترین مطالب

آخرین نظرات

  • ۲۲ دی ۹۵، ۱۱:۲۶ - ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
    عالی :)

۷ مطلب با موضوع «حرف های دو لپی» ثبت شده است

 

# هیچ وقت به زور جایی برای خودتان در زندگی کسی باز نکنید چون اگر او واقعا ارزش شما رو بفهمه خودش حتما این کار رو میکنه...


# دریا برای مرغابی ها تفریحی بیش نیست اما برای ماهی ها زندگیست برای کسی که دوستت دارد زندگی باش نه تفریح .....


۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۵ ، ۰۹:۴۵

معذرت خواهی



سرمای زمستان دروغی بیش نیست


هنگامی که دستانت گرما بخش دستانم باشد


۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۵ ، ۱۸:۱۹
زمستان

الهی

سپاس به خاطر این همه شکوه و زیبایی

بار دیگر پاییز , جای خود را به زمستان می دهد

تا زمستان سرد بیاید و کوی و کوچه ,  برفی و بارانی شوند

هر چند که پاییز هم از ریزش برف و باران و سردی بی نصیب نبوده 

الهی 

امیدوارم که امسال پاییز 

با ریزش برگ درختان , گناهان ما را هم ریخته باشی و در اخرین لحظات پاییز
 
با کوله باری سبک به استقبال زمستان برویم




۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۵ ، ۱۷:۴۴

از دل نرود

تا تو رفتی همه گفتند که از دل برود هر انکه از دیده برفت 

در ان لحظه به نا باوری و غصه من خندیدند 

و کنون اه تو ای رفته سفر 

کاش می امدی و می دیدی که در این کلبه خاموش هنوز

یادگار تو بجاست

کاش یک لحظه سرود غم و اندوه مرا می خواندی

که چه ها بر من اشفته گذشت

کاش می دانستی در این عرصه دنیای بزرگ 

چه غم الوده جدایی ها

و بدانی تو که " از دل نرود هر انکه از دیده برفت "

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۵ ، ۱۷:۳۵

اسمان

من اخرین نگاهت را در اسمان قلبم نقاشی کردم 

همان نگاه باحیای زیبایت را 

نگاهی که شادی اش اسمان دلم را افتابی

و ناراحتی اش اسمان دلم را طوفانی میکند


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۵ ، ۱۴:۰۶

دلتنگی

همیشه در اندیشه عاشورایی زیستن بودم و تمام تلاشم را کرده ام اما انسان است دیگر گاهی فریب می خورد...

اولین بار مشغول انجام فعالیت در سنگر مجازی دیدمش . افکارش ، رفتارش مرا که در اندیشه عاشورایی زیستن و شهادت بودم شیفته خود کرد . با اشنایی اندکی که از رفتار شهدا داشتم احساس می کردم رفتار و منشی شهدا گونه دارد با همه ادم های اطرافم یک تفاوت اساسی داشت ادم بزرگی بود و مطمئن بودم در اینده ادم بزرگی هم خواهد شد ...

با خود گفتم این همان فرد آرزو ها و زندگی رویایی من است

زندگی که هر روز و هر لحظه عشق و رسم زهرا و علی باشد 

زندگی که خدا در تمام لحظاتش جاری باشد 

او یک مسئولیت بزرگ داشت و من می خواستم کنارش باشم ...


خدایا من یک اشتباه بزرگ کردم ندانسته قلب مهربانش را شکستم امدم درستش کنم خراب تر شد... خدایا تو خودت می دونی چقدر دوستش دارم و اگه بدونم ناراحته زندگیم میشه جهنم ....

نمی دونم شاید بودن لیاقت بودن با چنین انسان شریف و بزرگی را نداشتم که بعد این همه التماس و تمنا هنوز پشت در های بسته ایستاده ام !!! خدایا من منتظر می مانم .... تا شاید لیاقت با او بودن را به من بدهی ... خدا فرشته مهربانش را دست هر کسی نمی دهد ...،من صبر می کنم ... 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۵ ، ۰۸:۰۵

با نام و یاد خدا

سلام

با حرف های دولپی با شما هستیم امیدوارم اوقات خوشی را با ما سپری کنید.

**************

به گمانم تارهای حنجره ام خسته شده اند

مدتی ست که دیگر نای لرزش ندارند نمی دانم شاید هم عقده ای شده اند

حرف برای همه جز تو عقده ای اشان کرده 

چشمانم به  دلم حسادت می کنند 

چون که دلم هر ثانیه ، هر لحظه تو را در خودش دارم 

دل من که تنها نیست ، دل من خوشبخت ترین دل دنیاست  من دلم را به رخ تمام دل های جهان میکشم چون عزیز دردانه ای مثل تو دارد 

دل من با تو حرف می زند ، می خندد زندگی می کند اما چشمانم چه؟؟؟؟؟

در حسرت دیدارت فقط می بارند ، مثل ابر بهار

بیچاره چشمانم 


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۵ ، ۰۸:۰۰