حرف های دولپی

گفته هایی گاه مختصر و گاه طولانی

حرف های دولپی

گفته هایی گاه مختصر و گاه طولانی


*به نام خدا*
یه وقتایی یه حرف هایی هست خنده اور یا گریه اور و یا هیچی نمی دونم چجوری ولی خودشون رو به دهنت می رسونن تا دو لپی بپرن بیرون
ما به این حرف ها میگیم
" حرف های دو لپی"

آخرین نظرات

۱۵ مطلب با موضوع «خود نوشته های دو لپی» ثبت شده است

خدا


سکوت و صبوریم را به پای ضعف و بی کسی ام مگذار عزیز من , دلم گرم خداست 

چون باور دارم خدا اگه خدا یه چیزی رو بخواد به من بده اگه تمام عالم هم جمع بشن می ده و اگه هم نخواد بده نمی ده پس  رو به سوی خدا کردم از خدا عزیزم رو می خوام...

من به این باور رسیدم که  هر وقت صداش کردم به دادم رسیده , هر چی خواستم بهم داده , شاید با یکم تاخیر ولی یا اونی که خواستم داده یا اونقدر بهتر بوده که حتی در باور خودم هم نمی گنجیده پس خدا از همه نسبت به من مهربون تره و بسیار با حوصله و این منم که خیلی عجولم...

در بسیاری از موارد زندگی خودم و دیگران که فکر میکنم می بینم که چقدر اتفاقاتی جالب می افته که بعد ها ادم به نتیجه ش که فکر میکنه متحیر میشه , با خودم میگم عجب برنامه ریزی داره خدا پس چرا من بهش اعتماد نکنم به خدایی که هم من رو میشناسه هم تو رو در حالی که ما هیچ شناختی از هم نداریم  و تصوراتی هم که داریم ممکنه اشتباه باشه...

این اعتماد کردن به خدا ارامش داره , ارامشی که هیچ چیز و هیچ کس نمی تونه به ادم بده 

این که بدونی خدا همیشه هست و همه چیز رو می دونه , اینکه به این باور رسیدی هر وقت خواستی اشتباه بری هدایتت کرده , این یعنی ارامش 

اینکه خدا مواظبته یعنی ارامش

عزیز جان من به خدای خودم اعتماد کردم ....

###به قول مرتضی پاشایی : یه غرور یخی , یه ستاره سرد

یه شب از همه چی به خدا گله کرد 

یه دفعه به خودش همه چی رو سپرد دیگه گریه نکرد فقط حوصله کرد....

 ***طبق گفته امام علی علیه السلام : ارزش خوبی کردن منت نهادن است . صرفا جهت اطلاع بعضیا

**خدا**

۱۵
فروردين


خدای خوبم 

پاک کن 

پاک کن گناهانم را 

از وجودم از قلبم 

و رها کن مرا از وابستگی هایم 

از چیزهایی که مرا به این دنیا زنجیر می کنند 

و از تو دور

خدای خوبم 

پنجره دلم را به سوی تو می گشایم 

تا زنده شود دلی که بی یاد تو مرده است

معبود من 

بگذار ته بگیرند آرزوهایی که تو در میان شان نیستی


##دوستان سلام  من به دلیل رسیدن دوران طلایی نوروز مشغول تلاش برای رسیدن به رویاهام بودم 

بنابراین یه مدتی سر نزدم به وبلاگم ....


دلتنگی نامه

۰۶
اسفند
نوشته

در لایه های پنهان ذهنم 
میان ان همه فرمول ریاضی و فیزیک
چیزی نهفته است 
به گمانم دلیل درد های قلبم است
گاهی در سکوتم می برد و 
چشم هایم را به به افق خیره می کند
گونه هایم که میزبان اشک هایم هستند
و من در میان ان همه اتفاق محو می شوم در خاطراتم
خاطرات شیرینی که کام دلم را تلخ میکند 





نوشته


کجایی پادشاه دلم   ملکه بودنم روی دست هایم مانده

از ان روزی که کنارت نشستم عادت کردم که ملکه ات باشم 

همیشه با تو

بدون تو هیچ کس اسمان دلم را افتابی نخواهد دید

بگذار این هوای دو نفره طعنه ام بزند 

بگذار این ادم ها هوای دو نفره را به رخم بکشند 

تنها می نشینم 

تنها زیر باران قدم می زنم 

خودم اشک هایم را پاک می کنم اما نمی گذارم کسی به جز تو باشد 

بدان که بعد تو هیچ گاه سر بلند نمی کنم 

بعد تو حرف های دلم را به هیچ کس نمی گویم

ارزوهایم را در اعماق قلبم پنهان می کنم 

ارزوهایی که با تو رنگ بودن و تحقق را به خود می گیرند 

بعد تو غریبه ای بیش نیستم در این دنیای خاکی

فراموش نخواهم کرد تو را 

چرا که فراموشی متعلق به افراد و خاطرات تلخ است

تو و خاطراتت شیرینی زندگی ام هستید 

چه کسی را دیده ای که شیرینی زندگی اش را به دست فراموشی سپرده باشد ؟؟؟

اما

اگر تو فراموش کردی مرا 

و خوشحالی هایت را , عاشقانه هایت را , حرف هایت را , دوستت دارم هایت را و قلبت را 

با دیگری تقسیم کردی 

بدان که من همه انها را در قلبم دفن خواهم کرد تا کام مورچه هایی را که زیر خروار ها خاک قلبم را می خورند شیرین کند...



وعده

ادما چه راحت وعده میدن و در اخر با یه  " شاید " گفتن سرت کلاه میذارن
هیچ وقت به ادما وعده های الکی ندیم وقتی از چیزی مطمئن نیستیم هیچ وقت دربارش صحبت نکنیم 
آدمه باور میکنه , دل می بنده , داغون میشه...


" من به سرما عادت داشتم اما لباس کرمت مرا ویران کرد..."

خدا



روزی حضرت موسی علیه السلام در کوه طور , هنگام مناجات عرض کرد:

ای پروردگار جهانیان!

جواب امد: لبیک

سپس عرض کرد : ای خداوند اطاعت کنندگان !

جواب امد: لبیک

سپس عرض کرد : ای خداوند گناهکاران !

موسی علیه السلام شنید : لبیک , لبیک , لبیک

حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: خدایا حکمتش چیست که تو را به بهترین اسامی صدا زدم و یک بار جواب دادی اما تا گفتم خدای گناهکاران سه مرتبه جواب دادی ؟

خداوند فرمود :ای موسی عارفان به معرفت خود و نیکوکاران به به کار نیک خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند اما گناهکاران جز فضل من پناهی ندارند اگر من هم ان ها را از درگاه خود نا امید کنم به در گاه چه کسی پناهنده شوند؟


#خدا جون عاشقتم !!!

یه تشکر دو لپی از خدای خوبم که هوامو داره


معذرت خواهی



سرمای زمستان دروغی بیش نیست


هنگامی که دستانت گرما بخش دستانم باشد


زمستان

الهی

سپاس به خاطر این همه شکوه و زیبایی

بار دیگر پاییز , جای خود را به زمستان می دهد

تا زمستان سرد بیاید و کوی و کوچه ,  برفی و بارانی شوند

هر چند که پاییز هم از ریزش برف و باران و سردی بی نصیب نبوده 

الهی 

امیدوارم که امسال پاییز 

با ریزش برگ درختان , گناهان ما را هم ریخته باشی و در اخرین لحظات پاییز
 
با کوله باری سبک به استقبال زمستان برویم




اسمان

من اخرین نگاهت را در اسمان قلبم نقاشی کردم 

همان نگاه باحیای زیبایت را 

نگاهی که شادی اش اسمان دلم را افتابی

و ناراحتی اش اسمان دلم را طوفانی میکند


جاده

خدایا 

من اشنایم را میان غریبه ها گم کردم

بغض راه گلویم رابسته 

احساس می کنم تمام جهان خلاصه شده در "او"

" او" که دوسال پیش در همین روز اشنایم شد 

اشنایی با عطر خوش صفا وصمیمت 

خدایا 

تک تک قطرات اشکم نذر دوباره دیدنش

تنها اشنای دلم را برگردان 

احساس ناقص بودن می کنم در قلبم وقتی نیست 

انگار همه چیز , یک چیز کم دارند 

حرف هایم , نام زیبایش را 

گوشم , نوای زیبای صدایش را

چشمانم , نگاه باحیای چشمانش را

خدایا 

دلی که به اندازه جهان وسعت داشت اکنون خلاصه شده در " او " 

 بدون " او " زندگی نه اینکه نباشد , نه , دیگر زیبا و جذاب نیست