حرف های دولپی

گفته هایی گاه مختصر و گاه طولانی

حرف های دولپی

گفته هایی گاه مختصر و گاه طولانی


*به نام خدا*
یه وقتایی یه حرف هایی هست خنده اور یا گریه اور و یا هیچی نمی دونم چجوری ولی خودشون رو به دهنت می رسونن تا دو لپی بپرن بیرون
ما به این حرف ها میگیم
" حرف های دو لپی"

مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۵ خرداد ۹۶، ۱۳:۵۹ - ABOLFAZL :.
    افرین
  • ۱ خرداد ۹۶، ۱۳:۵۰ - شرمندهٔ یابن الحسن
    تشکر

۱۴ مطلب با موضوع «خود نوشته های دو لپی» ثبت شده است

خدا


سکوت و صبوریم را به پای ضعف و بی کسی ام مگذار عزیز من , دلم گرم خداست 

چون باور دارم خدا اگه خدا یه چیزی رو بخواد به من بده اگه تمام عالم هم جمع بشن می ده و اگه هم نخواد بده نمی ده پس  رو به سوی خدا کردم از خدا عزیزم رو می خوام...

من به این باور رسیدم که  هر وقت صداش کردم به دادم رسیده , هر چی خواستم بهم داده , شاید با یکم تاخیر ولی یا اونی که خواستم داده یا اونقدر بهتر بوده که حتی در باور خودم هم نمی گنجیده پس خدا از همه نسبت به من مهربون تره و بسیار با حوصله و این منم که خیلی عجولم...

در بسیاری از موارد زندگی خودم و دیگران که فکر میکنم می بینم که چقدر اتفاقاتی جالب می افته که بعد ها ادم به نتیجه ش که فکر میکنه متحیر میشه , با خودم میگم عجب برنامه ریزی داره خدا پس چرا من بهش اعتماد نکنم به خدایی که هم من رو میشناسه هم تو رو در حالی که ما هیچ شناختی از هم نداریم  و تصوراتی هم که داریم ممکنه اشتباه باشه...

این اعتماد کردن به خدا ارامش داره , ارامشی که هیچ چیز و هیچ کس نمی تونه به ادم بده 

این که بدونی خدا همیشه هست و همه چیز رو می دونه , اینکه به این باور رسیدی هر وقت خواستی اشتباه بری هدایتت کرده , این یعنی ارامش 

اینکه خدا مواظبته یعنی ارامش

عزیز جان من به خدای خودم اعتماد کردم ....

###به قول مرتضی پاشایی : یه غرور یخی , یه ستاره سرد

یه شب از همه چی به خدا گله کرد 

یه دفعه به خودش همه چی رو سپرد دیگه گریه نکرد فقط حوصله کرد....

 ***طبق گفته امام علی علیه السلام : ارزش خوبی کردن منت نهادن است . صرفا جهت اطلاع بعضیا

**خدا**

۱۵
فروردين


خدای خوبم 

پاک کن 

پاک کن گناهانم را 

از وجودم از قلبم 

و رها کن مرا از وابستگی هایم 

از چیزهایی که مرا به این دنیا زنجیر می کنند 

و از تو دور

خدای خوبم 

پنجره دلم را به سوی تو می گشایم 

تا زنده شود دلی که بی یاد تو مرده است

معبود من 

بگذار ته بگیرند آرزوهایی که تو در میان شان نیستی


##دوستان سلام  من به دلیل رسیدن دوران طلایی نوروز مشغول تلاش برای رسیدن به رویاهام بودم 

بنابراین یه مدتی سر نزدم به وبلاگم ....


دلتنگی نامه

۰۶
اسفند
نوشته

در لایه های پنهان ذهنم 
میان ان همه فرمول ریاضی و فیزیک
چیزی نهفته است 
به گمانم دلیل درد های قلبم است
گاهی در سکوتم می برد و 
چشم هایم را به به افق خیره می کند
گونه هایم که میزبان اشک هایم هستند
و من در میان ان همه اتفاق محو می شوم در خاطراتم
خاطرات شیرینی که کام دلم را تلخ میکند 





وعده

ادما چه راحت وعده میدن و در اخر با یه  " شاید " گفتن سرت کلاه میذارن
هیچ وقت به ادما وعده های الکی ندیم وقتی از چیزی مطمئن نیستیم هیچ وقت دربارش صحبت نکنیم 
آدمه باور میکنه , دل می بنده , داغون میشه...


" من به سرما عادت داشتم اما لباس کرمت مرا ویران کرد..."

خدا



روزی حضرت موسی علیه السلام در کوه طور , هنگام مناجات عرض کرد:

ای پروردگار جهانیان!

جواب امد: لبیک

سپس عرض کرد : ای خداوند اطاعت کنندگان !

جواب امد: لبیک

سپس عرض کرد : ای خداوند گناهکاران !

موسی علیه السلام شنید : لبیک , لبیک , لبیک

حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: خدایا حکمتش چیست که تو را به بهترین اسامی صدا زدم و یک بار جواب دادی اما تا گفتم خدای گناهکاران سه مرتبه جواب دادی ؟

خداوند فرمود :ای موسی عارفان به معرفت خود و نیکوکاران به به کار نیک خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند اما گناهکاران جز فضل من پناهی ندارند اگر من هم ان ها را از درگاه خود نا امید کنم به در گاه چه کسی پناهنده شوند؟


#خدا جون عاشقتم !!!

یه تشکر دو لپی از خدای خوبم که هوامو داره


معذرت خواهی



سرمای زمستان دروغی بیش نیست


هنگامی که دستانت گرما بخش دستانم باشد


زمستان

الهی

سپاس به خاطر این همه شکوه و زیبایی

بار دیگر پاییز , جای خود را به زمستان می دهد

تا زمستان سرد بیاید و کوی و کوچه ,  برفی و بارانی شوند

هر چند که پاییز هم از ریزش برف و باران و سردی بی نصیب نبوده 

الهی 

امیدوارم که امسال پاییز 

با ریزش برگ درختان , گناهان ما را هم ریخته باشی و در اخرین لحظات پاییز
 
با کوله باری سبک به استقبال زمستان برویم




اسمان

من اخرین نگاهت را در اسمان قلبم نقاشی کردم 

همان نگاه باحیای زیبایت را 

نگاهی که شادی اش اسمان دلم را افتابی

و ناراحتی اش اسمان دلم را طوفانی میکند


جاده

خدایا 

من اشنایم را میان غریبه ها گم کردم

بغض راه گلویم رابسته 

احساس می کنم تمام جهان خلاصه شده در "او"

" او" که دوسال پیش در همین روز اشنایم شد 

اشنایی با عطر خوش صفا وصمیمت 

خدایا 

تک تک قطرات اشکم نذر دوباره دیدنش

تنها اشنای دلم را برگردان 

احساس ناقص بودن می کنم در قلبم وقتی نیست 

انگار همه چیز , یک چیز کم دارند 

حرف هایم , نام زیبایش را 

گوشم , نوای زیبای صدایش را

چشمانم , نگاه باحیای چشمانش را

خدایا 

دلی که به اندازه جهان وسعت داشت اکنون خلاصه شده در " او " 

 بدون " او " زندگی نه اینکه نباشد , نه , دیگر زیبا و جذاب نیست




دلتنگی

همیشه در اندیشه عاشورایی زیستن بودم و تمام تلاشم را کرده ام اما انسان است دیگر گاهی فریب می خورد...

اولین بار مشغول انجام فعالیت در سنگر مجازی دیدمش . افکارش ، رفتارش مرا که در اندیشه عاشورایی زیستن و شهادت بودم شیفته خود کرد . با اشنایی اندکی که از رفتار شهدا داشتم احساس می کردم رفتار و منشی شهدا گونه دارد با همه ادم های اطرافم یک تفاوت اساسی داشت ادم بزرگی بود و مطمئن بودم در اینده ادم بزرگی هم خواهد شد ...

با خود گفتم این همان فرد آرزو ها و زندگی رویایی من است

زندگی که هر روز و هر لحظه عشق و رسم زهرا و علی باشد 

زندگی که خدا در تمام لحظاتش جاری باشد 

او یک مسئولیت بزرگ داشت و من می خواستم کنارش باشم ...


خدایا من یک اشتباه بزرگ کردم ندانسته قلب مهربانش را شکستم امدم درستش کنم خراب تر شد... خدایا تو خودت می دونی چقدر دوستش دارم و اگه بدونم ناراحته زندگیم میشه جهنم ....

نمی دونم شاید بودن لیاقت بودن با چنین انسان شریف و بزرگی را نداشتم که بعد این همه التماس و تمنا هنوز پشت در های بسته ایستاده ام !!! خدایا من منتظر می مانم .... تا شاید لیاقت با او بودن را به من بدهی ... خدا فرشته مهربانش را دست هر کسی نمی دهد ...،من صبر می کنم ...